پیش از آمدن به اسلام‌آباد، تلفنی با آقای شمخانی و رشید که از من جدا شده بودند و به ستاد کل پیش آقای هاشمی رفته بودند، صحبت کردم که سریعا خودتان را به باختران برسانید و به آنها گفتم با این‌که الان من فرمانده شما نیستم، ولی به شما می‌گویم اگر دیر بجنبید، خسارت بزرگی خواهیم دید.

چند ماهی بود که آقای هاشمی جانشینی فرماندهی کل قوا را پذیرفته بود و ستادی در تهران تشکیل شده بود و عده ای از فرماندهان ارتش و سپاه و عده ای از مسئولان دولت در این ستاد با ایشان همکاری می کردند. در این موقع، خود آقای هاشمی در کرمانشاه بود ولی مسئولان عملیاتی ایشان در تهران بودند.
 
پیش از آن به یکی از مسئولان گفته بودم که منافقین از سرپل‌ذهاب عبور کرده و به سوی اسلام‌آباد می‌آیند. ایشان به من گفته بود که این جنگ روانی است و برای همین، چشمم ترسیده بود که مسأله را جدی نگیرند. لذا به آنها گفتم با هواپیمای فالکن خود را به کرمانشاه برسانند.

بالاخره پس از استقرار، منافقین را به صورت گازانبری محاصره و منهدم کردیم و پس از چند روز تمامی مناطق اشغال شده، آزاد گردید. در اینجا لازم هست یادی از شهید بزرگوار صیاد شیرازی بکنم که با وجود آنکه از فرماندهی نیروی زمینی ارتش کنار رفته بود، ولی به صورت بسیجی در آن عملیات به کمک ما آمدند.

چند نکته مهم در عملیات مرصاد، قابل مشاهده است:

1. ساده‌اندیشی و جدی نگرفتن تهدیدات، همیشه آسیب‌های جدی به كشور ما وارد کرده است. امروزه که کشور ما با تهدیدات جدی مواجه شده نباید ساده اندیشی کرد البته مساله را هم نباید آنقدر بزرگ کرد که برخلاف واقع باشد. امروزه با یك جنگ اقتصادی جدی مواجه هستیم و فشارهای سیاسی و تبلیغی در راه است.

2. اگر ایران در عملیات سرنوشت در خرمشهر و عملیات مرصاد در کرمانشاه موفق نمی‌شد، جام زهری را که نوشیده بود، بر بدن جمهوری اسلامی کارگر می‌شد و جنگ با شکست به پایان می‌رسید، در حالی که پیروزی‌های ایران در مرداد ماه، همه تلخی‌های تیر ماه را خنثی کرد و صدام که زیر بار پذیرش قطعنامه و آتش بس نمی رفت ناچار شد آن را بپذیرد.

3. اگر نیروهای ایران که برای عملیات والفجر 10 به باختران رفته بودند، در آنجا نبودند و مثل سال گذشته در منطقه جنوب بودند منافقین کرمانشاه را گرفته بودند.

بنابراین، کسانی که می‌گویند چرا ایران جنگ را به غرب برد و در منطقه شمال غرب عملیات والفجر 10 را انجام داد از این موضوع غفلت می‌کنند.

حضور نیروهای ما مثل تیپ انصارالحسین همدان و تیپ قائم سمنان و بخشی از لشکر 31 عاشورا در تنگه چهار زبر کرمانشاه موجب سد شدن منافقین به سوی شهر شدند تا نیروهای جنوب به کمک آمدند.

منبع: سایت شخصی دکتر رضایی
نظرات بینندگان:
این اقای رضایی که این همه خاطرات قشنگ دارد چرا کم می نویسد

در ضمن ما نفهمیدیم که گفته من فرمانده شمخانی و رشید نبودم