ارتباط تکوینی با خدا

در نظام تکوین خلقت، همه ی موجودات مسیر « به سوی اویی » یا به تفسیر قرآن « …وَإِلَى اللّهِ الْمَصِیرُ »( ۲ ) راطی می کنند از جمادات ، نباتات ، حیوانات ، اجّنه ، ملائک و بالاخره اشرف همه آنان « انسان » این مسیر « طوعاً و کرهاً » طی می کنند. « أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ » ( ۳ ) و حتی تسبیح و نماز نیز وظیفه تکوینی تمام موجودات است چنانچه قرآن کریم می فرماید « تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا» ( ۴ )هفت آسمان و زمین و هر چه در آن هاست همه به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و موجودی در عالَم نیست جز آن که ذکرش تسبیح و ستایش اوست و لی شما تسبیح آنها را فهم نمی کنید همانا او بسیار بردبار و آمرزنده است

حتی نماز این موجودات مورد عنایت این کتاب حیات بخش است « أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ » ( ۵ ) آیا ندیدی هر کس که در آسمان ها و زمین است و حتی مرغ هایی که  در هوا پر گشایند همه به تسبیح و ثنای خدا مشغولند؟ و همه ی آن ها صلوة و تسبیح خود را می دانند و خدا به هر چه کنید آگاه است.
از باب نمونه به همراهی کوه ها و پرندگان با تسبیح داود (ع) اشاره می کند « … وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ وَالطَّیْرَ وَکُنَّا فَاعِلِینَ » ( ۶)
و در سوره « ص » به صراحت به همراهی کوه ها و پرندگان اشاره می کند « إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ وَالطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ» ( ۷)
گرچه عموم مردم تسبیح این موجودات را نمی دانند ولی خواص به اذن الهی این تسبیح و ذکر آن ها را می دانند چنانچه برخی از نویسندگان اهل سنت منطق الطیر را که به تعبیر قرآن « مربوط به سلیمان » است که او گفت « … وَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ…» ( ۸ ) برای اهل بیت مسلم دانستند صاحب کتاب عرائس المجالس از امام صادق (ع) از پدرش امام باقر(ع) از جدش امام سجاد (ع) نقل می کند که « فرمود : هر گاه کرکس فریاد می زند می گوید : ای فرزند آدم هرچه می خواهی زندگی کن که عاقبتت مرگ است و چون عقاب بانگ می زند که انس در دوری از مردم است و هرگاه چکاوک فریاد می زند می گوید : خدایا دشمنان پیامبر (ص) را لعنت کن »( ۹)
برای اطلاع از این مُهم می توان به منابع زیر مراجعه کرد
البرهان فی تفسیرالقرآن به قلم سید هاشم بحرانی ج ۳ ص ۲۰۱ به بعد و نیز اصول کافی نوشته محمد بن یعقوب کلینی ج۱ ص ۳۷۷ و نیز همه ی تفاسیر ذیل آیات ۱۵ و ۱۶ سوره مبارکه نمل

فایده ی این بحث آن است که بدانیم وقتی همه خلقت این گونه به راز و نیاز تکوینی با خدا مشغول است چگونه انسان به عنوان اشرف مخلوفات استکبار ورزیده و همسو با قاطبه ی خلقت نمی شود و این بسی جای شگفتی است.
چنانچه سعدی شاعر خوش سخن شیرازی می گوید
دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت هـوش

یکی از دوستان مخلــــص را مـــگر آواز من رسید بـه گـــوش
گفت باور نداشتم که تــــورا بانـــــگ مرغـــی کند مدهــوش
گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ به تسبیح گوی و من خاموش
(۱۰)

ارتباط تشریعی با خداوند

اکنون که معلوم شد کلّ هستی عابد خدایند، می گوییم جن و انس علاوه بر حالت تکوینی به عنایت به عقل و اختیار به عنوان دو موهبت الهی که در اختیار اوست ، تشریعاً نیز مأموریت دارد که به عبادت بپردازد زیرا یکی از اهداف والای آفرینش « عبادت » است. « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ »( ۱۱ )
و جن و انس را نیافریدم مگر اینکه مرا به یکتایی پرستش کنند
البته نباید مفهوم عام عبادت که از نماز تا کار و جهاد در راه خدا و حتی بوسیدن فرزند خویش را در بر می گیرد غافل شد.

توانمندی های انسان برای این ارتباط

حکمت خداوند اقتضا می کند که اگر هدفی را برای موجودی مقرر می دارد، توانمندی و قابلیت هایی را به او بدهد تا به اوج این هدف برسد و خدای حکیم نیز چنین کرده است. او علاوه بر عقل و اختیار موهبت های دیگری نیز برای رهچویی این راه به انسان بخشیده است
اولاً : در عالم ذر یا الست روح او را برای این مهم آماده ساخته و با او میثاق بسته و ربوبیت خویش را به او عرضه و « قالوا بَلی » از او شنیده است.
« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ»( ۱۲ )
و به یاد آور هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آن ها را برگرفت و آن ها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم همه گفتند : بلی ما شهادت می دهیم که دیگر در روز قیامت نگویید ما از این واقعه غافل بودیم.
البته در قرائن قرآنی این میثاق و عهد در ارتباط با نبوت اخذ شده و نیز با عنایت به پیوستگی امامت با نبوت این میثاق به کمال رسیده و از همه ی ارواح پیمان توحید ، نبوت ، امامت ، عدل و معاد گرفته شده است و این همان اصول سه گانه اهل سنت و پنج گانه شیعه است. کیفیت این میثاق نه در بضاعت نویسنده است و نه در اینجا محل بحث از آن.
ثانیاً : فطرت همه انسان ها را موافق آموزه های دینی قرار داده و در یک کلام دین را فطری قرار داده و بنابراین ، ارتباط با خدا و بی نهایت پیش و بیش از آن که یک آموزه پیامبران باشد، ندای درون فطرت است
« فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»( ۱۳ )
ممکن است این فطرت پاک با زنگار هوس آلوده گردد، اما در قرآن شواهدی وجود دارد که اگر این فطرت خداجو بیدار شود همان اقرار قیامت و عالم ذر را به زبان خواهد آورد و خالصانه به او روی خواهد آورد.
« فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ»( ۱۴ )
چون به کشتی نشینند ( و به امواج خطر افتند ) تنها خدا را به اخلاص کامل در دین می خوانند و چون از دریا به ساحل نجاتشان رساند باز به خدای یکتا مشرک می شوند.
اگر چه این ایمان با اخلاص است اما افسوس که دیر پایی آن بسیار کم است لیکن اگر از همین مشرکین بپرسی که چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام کرده حتماً خواهند گفت خدای یکتا. البته ممکن است هوسها او را در ربوبیت دچار چندگانگی کند اما با عقل و فطرت نمی تواند بپذیرد که آسمان و زمین را بت آفریده باشد.
« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ »( ۱۵ )
تکرار هفت باری این آیه با اندک تغییرات در آیات ۶۳ عنکبوت ، ۲۵ لقمان ، ۳۸ زمر ، ۹ زخرف ، ۸۷ زخرف و ۶۵ توبه نشان از اهمیت این آموزه دارد، حتی در قراین قرآنی پرستش بت ها توسط مشرکان به منظور تقرب و شفاعت ذات اقدس اله است.
« وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ » ( ۱۶ )
و غیر خدا را پرستش می کنند همان چیزهایی که به آن ها ضرر و نفعی نمی رسانند و می گویند این ها شفیع ما نزد خدا هستند.
ثالثاً : توانمندی دیگر وجود نعمات بی شماری است که از طرف خدا به سوی انسان سرازیر است و فطرت تشکر می بایست حداقل به همین دلیل انسان را وا دارد تا جبهه سپاس به درگاه ربوبیش بساید. همان نعماتی که قابل شمارش نیستند.

وظایف ما در برابر پروردگار

وظیفه ی ما در این عالم در برابر پروردگار در آن است که بدانیم مؤثری غیر از او نیست و او به تمام چیزها قادر است او را به نام های نیکویش بخواهیم.

« وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ »( ۱۷)
به او شرک نورزیم که شرک خود ظلم بزرگی است.
« وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ » ( ۱۸ )
لقمان گفت : ای فرزندم به خدا شرک نورز همانا شرک ستم بزرگی است.و بدانیم اگر دعاهایمان نباشد ارزشی نداریم چنانچه خدای متعال می فرماید:
« قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزَامًا »( ۱۹)
پس ارزش همه انسان ها نزد خدا به میزان دعای آن هاست.
پیش مقدمه این ارتباط آن است که بدانیم اگر دعایمان واقعی باشد حتماً به اجابت می رسد.
« وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ » (۲۰)
و بدانیم که اوست که دعای مضطر را اجابت می کند.
« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ »( ۲۱ )
و بدانیم اولین  ارتباط « نماز » است.
« إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی »( ۲۲ )
و حق مهم دیگر مهم خدا آن است که او را معصیت نکنیم زیرا نعمت داده است و معصیت ما را هم می بیند و عالم محضر اوست در محضر او نباید معصیت کرد.

پی نوشت

۱ – قمر/ ۵۵
۲ – آل عمران / ۲۸
۳- آل عمران ۸۳
۴- الاسراء / ۴۴
۵ – النور/ ۴۱
۶ – انبیاء / ۷۹
۷- ص / ۱۹و۱۸
۸- النمل / ۱۶
۹ – ثعلبی نیشابوری / قصص الانبیاء / المسمی بعراسئس المجالس ص۲۶۲
۱۰ – سعدی شیرازی
۱۱ – الذاریات / ۵۶
۱۲- الاعراف / ۱۷۲
۱۳ – الروم / ۳۰
۱۴ – عنکبوت / ۶۵
۱۵- عنکبوت / ۶۱
۱۶- یونس / ۱۸
۱۷- اعراف / ۱۸۰
۱۸- لقمان / ۱۳
۱۹- فرقان / ۷۷
۲۰- غافر / ۶۰
۲۱- النمل / ۶۲
۲۲- طه / ۱۴