نوای آسمانی اید از گلبانگ رود امشب
بیا ساقی که رفت از دل غم بود و نبود امشب

فراز چرخ نیلی ناله مستانه ای دارد
دل از بام فلک دیگر نمی اید فرود امشب

که بود آن آهوی وحشی چه بود آن سایه مژگان ؟
که تاب از من ستاد امروز و خواب از من ربود امشب

بیاد غنچه خاموش او سر در گریبانم
ندارم با نسیم گل سر گفت و شنود امشب

ز بس بر تربت صائب عنان گریه سر دادم
رهی از چشمه چشم خجل شد زنده رود امشب

شاعر> رهی معیری