پيوسته پرواز کنيد
« و پيوسته پرواز کنيد و هيچ آشيانه معين نگيريد – که همه مرغان را از آشيانهها گيرند.» شيخ شهابالدين يحيي سهروردي (شيخ اشراق) – رسالهالطير
ما انسانها در هر زمان، به اقتضاي شرايط و احوالات خود اهداف و آرزوهايي را در سر ميپرورانيم. شايد همه ما در زندگي اين تجربه را داشته باشيم که پس از دستيابي به آرزوها و اهداف، به اين نتيجه رسيدهايم که اين هدف هم براي ما راضي کننده نيست. لذا پس از مدتي آرزوي بعدي شکل ميگيرد و اين روند به همين ترتيب ادامه پيدا ميکند. حال اين سؤال مطرح ميشود که بالاخره تا کجا بايد پيش برويم تا احساس رضايت حقيقي در ما ايجاد شود؟
«انسان هر ايدهآلي را که به عنوان هدف منظور بدارد، پس از وصول به آن هدف و بلکه با تجسيم واقعي آن، خود را بزرگتر از آن ميبيند و هدف به دست آمده را مانند جزء کوچکي از خويش ميپندارد. منِ انساني پس از رهايي از پرستش خود طبيعي به هر نقطهاي از تکامل و ايدهآلي که ميرسد – اگرچه پيش از وصول به آن نقطه و ايدهآل، آن را سعادت مطلق ميپنداشته است – خود را منِ ديگري ميبيند که آن نقطه و ايدهآل مانند پوست يا جزئي از آن شده است. ديناميک اساسيِ من همانگونه که به مرحله پيشين قناعت نورزيده و رهسپار مرحله کاملتر گشته است، همچنين پس از آنکه مرحله کمال مفروض را جزء خود ديد، در اين مرحله نيز نميخشکد و به سکون مبدل نميگردد.» کتاب: فلسفه و هدف زندگي – علامه محمدتقي جعفري
آري، حقيقت اين است که انسان براي حرکت به اين دنيا آمده است نه براي سکون. لذا هيچ سکوني براي ذات اصيل انساني راضي کننده نيست و هدف را بايد در همان حرکت جستجو نمود. قطعاً هدفي که ميتواند جوابگوي دامنه خواهش ذات انساني باشد، فراتر از عالم مادي و خواستههاي مادي است، و در سايه جستجوي چنين هدفي است که انسان در مسير تعالي و طي مراحل رشد قرار ميگيرد.
|
از جــمادي مـردم و نامــي شــدم |
|
وز نمــا مـــردم به حيــوان ســر زدم
|
|
مــردم از حيــوانـــي و آدم شــدم |
|
پس چـه ترسم کـي ز مردن کم شدم؟
|
|
حـمــله ديگــر بميـــرم از بشـــر |
|
تــا بـر آرم از مــلائــک بــال و پـــر
|
|
وز ملــک هم بايدم جستن ز جـــو |
|
«کــلُّ شـــئٍ هــالــک الاّ وَجـهُـــهُ»
|
|
بــار ديگــر از ملــک پــران شــوم |
|
آنچـــه اندر وهـــم نــايـد آن شـــوم
|
|
پس عــدم گـردم عدم چون ارغنون |
|
گــويـدم «انـــّا الــيـــه راجـعـــون»
|
بنابراين اگر ميخواهيم تصويري واقع بينانه از زندگي داشته باشيم و بر اساس آن تصميمات درستي در زندگي بگيريم، بايد اين واقعيت را بپذيريم که:
هيچ يک از خواستههاي مادي، آخرين خواسته ما نخواهد بود و احساس رضايت کامل را در ما ايجاد نخواهد کرد. اولين و مهمترين ويژگي يک زندگي صحيح اين است که انسان مدام خود را در مسير رشد ببيند، و بداند که احساس دلبستگي به متعلقات مادي يک احساس کاذب است که انسان را زمينگير کرده و از مسير تعالي باز ميدارد.
لذا اگرچه در زندگي حتماً بايد اهداف مادي مناسبي را براي خود انتخاب کنيم، اما هرگز نبايد به آن اهداف دلبسته شده و آنها را نقطه کمال و انتهاي مسير تلقي کنيم.