باز کن پنجره را
![]()
باز کن پنجره را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد
وبهار
روی هر شاخه ، کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
ودرخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده است
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره را
وبهاران را باور کن
« فریدون مشیری»
