موجوداتي داريم که از نقطة نظر قدرت و شدّتِ حيات و علم و قدرت از همة موجودات برترند،
که در لسان شرع به آنان اسماء و صفات کلّيّة الهيّه و روح و ملائکة مقرّب گويندو فلاسفه به آنها عقول مجرّده و عقول مُفارقه و به تعبيرات مختلف ديگر نيز گفتهاند.
آنها مقامشان بسيار عالي و احاطهشان بسيار گسترده است؛ مانند جبرائيل و إسرافيل و ميکائيل و عزرائيل که واسطة فيض از ذات اقدس حضرت احديّت عزّوجلّ به تمام عوالم هستند، اينها وجودشان بسيار بزرگ و علمشان و قدرتشان نيز عظيم است.
بيان وظايف چهار ملک قرب پروردگار:
مثلاً:
ميکائيل در تمام لحظاتِ عالم دهر و زمان، تمام عوالم را از جانب پروردگار روزي ميدهد.
رزق، خواه روحاني و معنوي و خواه صوري و ذهني و خواه مادّي و طبيعي به دست اوست؛
البتّه عمل او از خدا جدا نيست، خداوند روزي ميدهد از دريچه و آئينه و شبکة وجودي اين ملک مقرّب.
<<<<<<<<<<<<<<<<<<.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
جبرائيل به عالمِ امکان، فهم و علم و شعور ميدهد، و به کائنات علم و شعور افاضه ميکند.
<<<<<<<<<<<<<<<<<<.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
إسرافيل وظيفهاش بسط عالم حيات و زندگي است.
زندگاني و حيات کرات آسماني، زندگي عالم مادّه، زندگي عالم برزخ و قيامت، زندگي طبع و مثال و نفس و عقل، زندگي ماهيهاي دريا و پرندگان هوا و وحوش بيابان، و بالاخره زندگي و حيات سراسر موجودات.و نبايد تصوّر شود که معناي حيات همانست که در ابتداي امر، موجودي مثلاً چون انسان زنده ميشود و يا مثلاً تخممرغ تبديل به جوجه ميگردد و تخم ملخ و مورچه به صورت نوزاد بيرون ميجهند.بلکه در هر لحظه و در هر آن، حيات جديد و حيات بعد از حيات و حيات مداوم ميدهد.و چون دم کورة آهنگر که پيوسته به آتش دم ميدهد تا خاموش نگردد،
إسرافيل نيز پيوسته و مرتّباً زنده ميکند و به موجودات زنده نيز دم زندگي و حيات ميبخشد.
<<<<<<<<<<<<<<<<<<.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
عزرائيل مأمور مرگ و قبض ارواح است نسبت به تمام موجودات، آن هم نه تنها يک مرگ معمولي و عادي، بلکه در هر لحظه حياتي را ميگيرد و مرگ پديد ميآورد. ما در هر لحظه موت و حياتي داريم.اين خَلع و لُبسها، اين زندگيها و مرگهاي مداوم براي يک فرد در هر لحظه، براي تکامل و وصول او به معاد و حشر و لقاءالله است.
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَو'ةَ لِيَبْلُوَکُمْ أَيـُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً. (قسمتي از آيه 2 سوره ملک)
«اوست آن خداوندي که در هر لحظه موت و حياتي ميآفريند، تا شما را بيازمايد که کداميک کردارش شايستهتر است.»
اين لبسهاي پيدرپي به دست إسرافيل، و اين خلعهاي پياپي به دست عزرائيل است.اين ميکَنَد، آن ميپوشاند، اين موت ميدهد، آن زندگي.
منبع: کتاب معاد شناسي 6 صفحه 231 تا 233