تمام مرگها را مردهام
به دستان ظریفت گره خورده بودم
***
خواب به شکل پرندهای وحشتناک در آمده است
مشکل می توان گرفتش و نگاهش داشت
***
اکنون تمام مرگها را مردهام
و تمام مرگها را باز خواهم مرد
مردن مرگ چوب در درخت
مردن مرگ سنگ در کوهستان
مرگ زمین در شن
مرگ برگ در چمنزار شکن شکن تابستان
و مرگ خونین انسان (تمام مرگها)
هرمان هسه