ای آسمان، تو به کدام زبان سخن می گوئی؟

نمی توانم بهترین را برگزینم.

بهترین است که مرا برمی گزیند.

***

آبشار می خواند:

«چون رها شوم،

ترانه‌ام را خواهم یافت.»

***

آواز جاودان چنین می خواند:

« هرگز از لحظه بیم مدار.»

***

اندیشه ها در دلم

چون دسته‌های مرغابیان آسمان می گذرند!

آواز بالهاشان را می شنوم.

***

سبوی دلم را

در این ساعت خاموش

در آب کرده‌ام.

از عشق سیراب شده است.

***

حقیقت کوچک سخنانی دارد که روشن است

حقیقت بزرگ خاموشی بزرگ دارد

***

نهر حقیقت

در بستر خطاها جاری است.

***

ابرهای تیره، گلهای آسمان می شود

هنگامی که نور آن‌ها را می بوسد.

***

جهان هنگامی  انسان را دوست می داشت

که او لبخند می زد.

آن‌گاه که خندید

جهان از او بیمناک شد.

***

ای مسافر جاودانه

ردِ گام‌هایت را

در ترانه هایم خواهی یافت.

***

 

برگرفته از:

ماه نو و مرغان آواره.رابیندرانات تاگور. نشر روایت، ۱۳۷۴

برگردان: ع. پاشائی

گزینه ها فقط از «مرغان آواره» است.