نگاره: ‏وقتی بهاربیاید

وقتی بهاربیاید
همچون رسول حق
باآیات مجسم
واندرزهای صمیمی
پیامی ازتوبرایم خواهدآورد..
بادشتی ازگل زنبق
سرشارزعطرسخاوت
که مرا می برند تاحضورگرم عشق...

وقتی بهاربیاید
میلادراتجربه خواهم کرد
ازگیاهان برون آمده ازسنگ
ونفس های گرم زمین

وقتی بهاربیاید
امیدراتجربه خواهم کرد
ازکبوترهایی که درچشمهایشان 
خورشیدهای کوچک می درخشد

وقتی بهاربیاید
دردشت چشم انتظارباران
ازابرباران زا
همدلی راتجربه خواهم کرد
وسکوت باغ اندیشه من خواهدشد

آزادگی راازسبزه های روئیده بربام کاهگلی تجربه خواهم کرد
وبه شکرانه این موهبت
سجده شکربجا می آرم

وقتی بهاربیاید
درکوچه باغهای خاطره 
غزل عاشقانه می خوانم
به درختان صبورباغ
سلام خواهم کرد
وبه پرستوهای کوچک
خیرمقدم خواهم گفت..
باقطره های آب چشمه 
تسبیحی خواهم ساخت
وبه اندازه هردانه ی آن
نام توراخواهم برد

وقتی بهاربیاید
رازتورااقاقیهافاش خواهندکرد..
باگلبرگ اقاقیها
دفتری خواهم ساخت
دفتری پرمعنی !
پرزپیغام بهار...

فرزانه‏