روسیه چگونه ایران را دور میزند؟
|
|
|
روسیه چگونه ایران را دور میزند؟ علاوه بر اين، مسكو پيمانكار اتمام نيروگاه بوشهر است و در قبال اين طرح، تعهدات روشني دارد كه عموماً به آن عمل نكرده و آنچه را انجام داده، نيز با تأخيرات فراوان و با نقص همراه بوده است. روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت: لحن و ادبياتي كه روسيه و نمايندگانش در قبال مسائل مربوط به فعاليتهاي هستهاي ايران بكار ميبرند، بسيار تعجبآور است و هرگز با سطح و ماهيت مناسبات مورد ادعا، سازگاري ندارد. مرور اين پرونده با تمامي ويژگيها و ظرافتهايش، بسيار عبرتآموز است. مناسبات جمهوري اسلامي ايران و اتحاد شوروي در طول سالهاي پيش از فروپاشي اتحاد شوروي، مملو از خطاهاي آشكار مسكو بود. مسكو از يكطرف به تجهيز جنايتكاران جنگي حاكم بر عراق درجنگ 8 ساله عليه ايران ميپرداخت و حمايتهاي بيدريغ خود را به بهانه پيمان دوستي 25 ساله با عراق توجيه ميكرد و از طرف ديگر دنيا شاهد بود كه عليرغم وجود همين پيمان دوستي با عراق، اين كشور را در برابر تهاجم وحشيانه آمريكا و متحدانش تنها گذاشت و هنوز هم عراق در اشغال همين گرگهاي خونخوار قرار دارد. اين مقايسه از آن جهت اهميت دارد كه نشان ميدهد تعهدات مسكو حتي در قبال ديگران، چندان قابل اتكا و اعتماد نيست. حتي اگر ماجراهاي مربوط به حملات هوائي صدام به كمك هواپيماهاي ميگ 25 و 27 سوخو و شليك صدها موشك اسكاد ـ بي به سمت شهرها و مناطق مسكوني ايران در طول جنگ 8 ساله را هم به فراموشي بسپاريم و موضوعي مربوط به اتحاد شوروي سابق و لاجرم پروندهاي مربوط به گذشته انگاريم، باز هم عملكرد "كرملين" در سالهاي اخير بويژه اظهارات "ديمتري مدودف" در هفتههاي اخير قابل هضم و توجيه نيست. مدودف در جريان امضاي قرارداد "استارت 2" و در حاشيه اجلاس امنيت هستهاي در واشنگتن و در هر فرصت ديگري به نحوي امكان طرح موضوع فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران وجود داشته يا به وجود آمده، زخم زباني به ايران زده و با لحني تهديدآميز پيرامون تحريمهاي جديد و تصميم مسكو در اين زمينه سخن گفته است. اما آيا سياست مورد انتظار از مسكو نيز همين است؟ مسكو با امضاي قراردادي متعهد شد نيروگاه اتمي بوشهر را تكميل و راهاندازي كند. اگرچه وعدههاي مسكو همواره با تأخير و ترديد مواجه شده و سالها از جدول زماني تدوين شده، عقب است ولي هنوز هم چشمانداز روشني در اين زمينه وجود ندارد. مقامات روسيه بارها در مورد راهاندازي نيروگاه سخن گفتهاند و زمانهائي را نيز اعلام كردهاند ولي به نظر ميرسد بخت نيروگاه بوشهر هنوز باز نشده است! علاوه بر اين، مسكو متعهد شد با ارسال سيستم دفاع موشكي "اس ـ 300" در مورد حفاظت از نيروگاه اتمي بوشهر در قبال شيطنت ديگران و حملات احتمالي دشمن، مسئوليت خود را به انجام برساند ولي هنوز هم عليرغم دريافت هزينهها، به تعهد خود عمل نكرده و شايد هرگز نكند. طرح اين مسائل با اين هدف صورت ميگيرد كه نشان داده شود مسكو دقيقاً به كميت و كيفيت كار در بوشهر واقف است و از جزئيات امر آگاهي دارد ولي درعين حال شايد براي خوشايند غرب و بويژه آمريكا و حل و فصل مسائل خود در جاي ديگر، به گونهاي سخن ميگويد كه خوشايند آنها باشد و دقيقاً به منزله ناديده گرفتن واقعيتهاي عيني و سرپوش گذاشتن بر حقايق آشكار است. علاوه بر اين، مسكو پيمانكار اتمام نيروگاه بوشهر است و در قبال اين طرح، تعهدات روشني دارد كه عموماً به آن عمل نكرده و آنچه را انجام داده، نيز با تأخيرات فراوان و با نقص همراه بوده است. از مسكو به عنوان پيمانكار اين طرح چگونه ميتوان پذيرفت كه با ايران از موضع تهديد و هشدار سخن بگويد؟ موضوع مهمتري كه دقيقاً عمق فاجعه را بيان ميكند اينست كه اساساً اين ايران بود كه با اصرار خود روسيه و چين را به جرگه مذاكرات هستهاي وارد كرده است ولي باتاسف روزافزون به نظر ميرسد كه گاهي آتش تهديد و غضب روسها از آمريكا هم بيشتر و تندتر است، چيزي كه بهيچوجه قابل درك و توجيه و تحمل نيست. به ويژه آنكه قلمرو تاثيرگذاري چنين تهديدات و موضعگيريهاي غيراصولي از جانب مسكو به خاطر نقشي كه روسيه در تكميل نيروگاه اتمي بوشهر بايد داشته باشد، قطعاً بيشتر و تعيينكنندهتر است. طبعاً سئوال جدي اينست كه آيا جمهوري اسلامي ايران با اصرار براي وارد ساختن مسكو به گردونه مذاكرات هستهاي، مرتكب يك اشتباه استراتژيك شده كه به مسكو اعتماد نموده است؟ و آيا همچنان بايد به مسكو به عنوان يك شريك غيرقابل اعتماد مينگريستيم؟ يا آنكه خبط سياسي دولتمردان روسيه ممكن است پاياني متفاوت داشته باشد؟ در واقع سئوال جديتر اينست كه آيا مسكو، جمهوري اسلامي ايران را در قلمرو بده ـ بستانهاي پشتپرده با آمريكا، وجهالمصالحه قرار داده و روي آن معامله كرده است؟ اگر چنين باشد و البته تاكنون هيچ يك از شواهد و قرائن هم اين ديدگاه و نظريه را رد نميكند، قاعدتاً تصميم و اقدام ما بايد در مقياسي به مراتب فراگيرتر صورت گيرد و از اساس، نياز به يك تجديدنظر بنيادي را جداً ثابت ميكند. |