خداجویان که ایزد را خریدارند، بیدارند
خداگویان که در دنیای پندارند، بیمارند
زراندوزان که از یاد خدا دورند، مزدورند
گدایان گر هوای او به سر دارند، سردارند
ستمکاران اگر در کار دیوانند، دیوانند
...
بداندیشان اگر در مُلک، سردارند، سربارند
نکویان در بر عاشق چو لرزانند، ارزانند
وگر از صحبت بیگانه بیزارند، گلزارند
فتوت پیشگان را نیست سودای زراندوزی
به زر، باری ز دوشِ خلق بردارند، اگر دارند
کسان گر دل به سوی دوست می رانند، می رانند
گل اندامان که یاد حق به دل دارند، دلدارند
دغلکاران که در سیمای انسانند، شیطانند
پلیدانی که دوزخ را خریدارند، بسیارند
بَدان کز جورشان مردم پریشانند، ایشانند
به نیرنگ و فسون با این و آن یارند و عیارند
خداگویان اگر در خطّ منصورند، محصورند
وگر فکر خداوندی به سر دارند، بر دار...اند
.
.
.

مهدی سهیلی

خداجویان که ایزد را خریدارند، بیدارند
خداگویان که در دنیای پندارند، بیمارند
زراندوزان که از یاد خدا دورند، مزدورند
گدایان گر هوای او به سر دارند، سردارند
ستمکاران اگر در کار دیوانند، دیوانند
بداندیشان اگر در مُلک، سردارند، سربارند
نکویان در بر عاشق چو لرزانند، ارزانند
وگر از صحبت بیگانه بیزارند، گلزارند
فتوت پیشگان را نیست سودای زراندوزی
به زر، باری ز دوشِ خلق بردارند، اگر دارند
کسان گر دل به سوی دوست می رانند، می رانند
گل اندامان که یاد حق به دل دارند، دلدارند
دغلکاران که در سیمای انسانند، شیطانند
پلیدانی که دوزخ را خریدارند، بسیارند
بَدان کز جورشان مردم پریشانند، ایشانند
به نیرنگ و فسون با این و آن یارند و عیارند
خداگویان اگر در خطّ منصورند، محصورند
وگر فکر خداوندی به سر دارند، بر دار...اند
.
.
.
مهدی سهیلی