می ترسم عاشقانه ای بنویسم و
عشق تمام شود
مثل خوابی که نباید تعریفش کرد
یا شادی که آدمها را
از حسودی سیاه می کند
...
پس چرخی مهربان می زنم
به سعادت نسبی خودم می خندم
دنیا را به کاغذ می بخشم و تو را به
نفسهایم
...