دپارتمان کشورهای خواهان انرژی صلح آمیز هستهای

جمهوری اسلامی اما در سایه این پرچم رشد کرد و خود را ظرف 30 سال به قدرتی در عرصه منطقه و امت اسلامی بدل کرد. در طول این سه دهه، خصومت های مستقیم و غیر مستقیم ایالات متحده از یک سو و اضمحلال جماهیر شوروی از سوی دیگر منجر شد ایران در ردای سر سخت ترین مانع سیاست های خاورمیانه ای آمریکا ظاهر شود. نظام تکقطبی مشخصات خود را بر 2 پایه اساسی پی ریزی کرده بود؛ خاورمیانه بزرگ آمریکا که از اردن تا کشمیر را در بر می گرفت تا نبض انرژی جهان در دستان هژمونی بی رقیب حس شود و دیگری اسرائیلی که از نیل تا فرات را در اختیار دارد. اشتباه محاسباتی آمریکا و اسرائیل البته ایران را به عنوان برترین قدرت و مانع دستاوردهای منطقه ای غرب نادیده گرفته بود. ایران بنابر آنچه رصدگران غرب بدان اذعان کرده اند، اکنون قدرت خود را در عراق، افغانستان و لبنان چنان گسترانده است که ماهیت رژیم صهیونیستی و ایالات متحده را نیز تحت الشعاع قرار داده و ابتکار عمل را از آنان سلب کرده است.
اما قدرت نمایی منطقه ای ایران در سال های اخیر به واسطه برنامه های هسته ای و سرمایه گزاری که بر این حیاط خلوت غرب کرده، جبهه فرامنطقه ای جمهوری اسلامی را نیز تشکیل داده و رو به تقویت آن گذارده است. در چنین شرایطی، بزرگترین تجمع کشورهای جهان پس از سازمان ملل متحد در سال 2012 نیز در تهران تشکیل شده است تا ایران به عنوان سرپل محور ضد آمریکا، بازویی قدرتمند برای زوال تنها هژمون باقیمانده پدید آورد. اجلاس شانزدهم غیر متعهدها در شرایطی خون تازه به رگ های دیپماسی ضد آمریکایی می دمد که در زمان جنگ سرد دو اردوگاهی که مقابل هم قرار گرفته بودند دارای پیمان نظامی در قلمرو خود و متحدانشان بودند. جنبش غیرمتعهدها در منطقة الفراغ این دو قلمرو قرار داشت. اما اکنون در دوره بعد از جنگ سرد که دیگر اردوگاه شرق وجود خارجی ندارد و ایالات متحده به قدرت هژمونی جهانی تبدیل شده، این یک واقعیت است که جنبش غیر متعهدها با ساختار دوره جنگ سرد نمیتواند پاسخگوی نیاز اعضا در شرایط کنونی باشد. نکته ای که ایران را بر آن داشته تا پیشنهادی قوی در بیانیه تهران برای دوسوم کشورهای جهان داشته باشد.
در ساختار موجود برای اعضای جنبش در قبال یکدیگر تعهدی تعریف نشده و تنها قدرت آنان در رأی به نفع اعضا در سازمانهای بینالمللی از جمله آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مجمع عمومی سازمان ملل و از این قبیل امور است که در قبال دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هستهای نیز از حق مسلم ایران دفاع کردهاند.
اما جنبش عدم تعهد هنوز دارای اهمیتی نهادین و مهم در عرصهی سیاست بینالملل است. روابط و سابقه نیم قرن همکاری جمهوری اسلامی با جنبش غیرمتعهدها ترجمان ارتقای جایگاه اجلاس در عرصهی بینالمللی است و این مهم، بهانه ای برای حمایت از ایران را به «جهان غیر از غرب» می دهد. در سالهای اخیر حمایت این جنبش از برنامههای صلح آمیز هستهای تهران و بیانیهی تروئیکای جنبش عدم تعهد و بیانیهی گروه عدم تعهد در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حمایت از دیپلماسی هستهای جمهوری اسلامی از برجستهترین این سیاستها تلقی بود.
ورای این سابقه درخشان، جنبش عدم تعهد یک مجمع مهم برای هماهنگ کردن مواضع کشورهای عضو با چاشنی اقدامات ضد امپریالیستی است. ایران در رأس این فرصت جهانی، به عنوان رییس بزرگترین سازمان بینالمللی میتواند رهیافتی برای همگرایی کشورهای عضو بیابد. این فصل جدید در سیاست خارجی جمهوری اسلامی البته فارغ از دستاورهای علمی و هسته ای نیست. از این رو تشکیل دپارتمان کشورهای خواهان انرژی صلح آمیز هستهای، شاید بهترین مستمسک برای امن سازی فعالیت های هسته ای کشور باشد.
الگوی ایران هم اکنون «مبارزه با غرب در سایه پیشرفت های هسته ای» است و این می تواند بزرگترین پاسخ به حرکات ددمنشانه آمریکا و اسرائیل در رابطه با برنامه اتمی ایران باشد. اگر ایران بتواند با نگاهی جامع، هوشمند و متمرکز بر اهداف بلندمدت، رهبری معقول و مناسبی را در طول این 3 سال برای سازمان فراهم سازد، امکان رشد مجدد این جنبش بهعنوان سازمانی کارآمد و تأثیرگذار در صحنهی بینالملل به وجود خواهد آمد. و این مهم با تشکیل دپارتمان کشورهای خواهان پیشرفت هسته ای ممکن خواهد شد. رهایی از قیمت های نجومی سوخت های فسیلی، بحران زاید الوصف انرژی، مانع تراشی های آمریکا و غرب بر سر دستیابی کشورهای در حال توسعه به نفت و ده ها زمینه و انگیزیه دیگر می تواند ایران را در رسیدن به اهدافش در این مسیر تعالی موفق کند. به ویژه آنکه در ماه های اخیر تعدادی از کشورهای بزرگ عربی نیز مسیر خود را از دنباله رویی امپریالیسم جدا کرده اند و هنوز الگویی مناسب برای پیشبرد اهداف خود نیافته اند.
بعد دیگر پیشنهاد ایران در تشکیل دپارتمان کشورهای خواهان انرژی هسته ای، می تواند اشاعه فناوری ایرانی به کشورهای غیرمتعهد باشد؛ نکته ای که بارقه هایی از آن در خبر «بازدید برخی سران عدم تعهد از تأسیسات هسته ای ایران» رصد می شود.
اگر ایران بتواند در حد توان و مقدورات، فضایی برای نهادهای غیردولتی و جوامع مدنی کشورهای عضو جهت نقشآفرینی فراهم آورد، تراز خود را به قوت ارتقا داده است زیرا در بسیاری از نهادهای بینالمللی، دولتهایی که بتوانند حمایت جنبش عدم تعهد را پشت سر خود داشته باشند قدرت مانور و تأثیرگذاری بسیاری خواهند داشت و این یقیناً به نفع منافع ملی کشور نیز خواهد بود.
در بعد بین المللی، جنبش غیرمتعهدها میتواند به عنوان یک سازمان رسمی بینالمللی، با توان و روند پرشتاب خود، نماد بروز و ظهور نظام چند قطبی بوده و با به چالش کشیدن نظام سلطه و یکجانبهگرایی، افقهای روشنی پیش روی ملل جهان قرار دهد. هماکنون این جنبش میتواند تجلی ارادهی ملل مستقل برای دستیابی به بازار انرژی های نو در کشورهای مستقل و نوید بخش آینده روشن در تحولات جهانی باشد.
در بعد منافع ملی نیز اثبات توان مدیریتی جمهوری اسلامی و ظرفیتهای بالقوهای که از این جنبش به فعلیت میرسد، فرصت سودمند مفیدی برای تحول در سیاست خارجی کشور ایجاد کرده است. مهمترین فرصت در برگزاری اجلاس شانزدهم استفاده از ظرفیتهای بالای تبلیغاتی در اشاعه برنامه های هسته ای است که میتواند نمایش هوشمندی از قدرت حقیقی جمهوری اسلامی باشد.