من همان بارانم
من همان بارانم
من همان بارانم
من که می شویم
از در و پنجره ها
گرد و غبارِ غم ...و درد
من ز آسمانت
ابر را خواهم شست
تا شود آبی
آسمان دل تو
می آیم
تا شود جاری
چشمه ها از دل تو
قطره های باران
می نوازد جسمت
تا که احساس کنی
زیربارانی تو
خیس باید شد
غرق باید شد....
من همان بارانم
من که می شویم
از در و پنجره ها
گرد و غبارِ غم ...و درد
من ز آسمانت
ابر را خواهم شست
تا شود آبی
آسمان دل تو
می آیم
تا شود جاری
چشمه ها از دل تو
قطره های باران
می نوازد جسمت
تا که احساس کنی
زیربارانی تو
خیس باید شد
غرق باید شد....