شیخ بهایی
سوم اردیبهشت ماه، بزرگداشت معمار ,شاعر,عالم و دانشمند بزرگ "شیخ بهایی" گرامی باد.
********************
شیخ بهایی
بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعه آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ میشود. از آثار او میتوان به کشکول، دیوان غز...لیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةالحساب، تشریح الافلاک و دو مثنوی معروف ” نان و حلوا” و “شیر و شکر” اشاره کرد. وی در سال ۱۰۳۰ هجری قمری در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازه او را به مشهد انتقال دادند و در مسجد گوهرشاد دفن کردند.
یونسکو سال 2009 را به پاس خدمات ارزشمند او به نام «سال نجوم و شیخ بهایی «نام نهاده .
شیخ بهایی از 53 سالگی تا آخر عمر شیخ الاسلام در بار مقتدرترین شاه صفوی «شاه عباس اول » بود .
از آثار معماری او می توان به موارد زیر اشاره کرد :
1-معماری مسجد امام اصفهان
2- مهندسی حصار نجف
3-شاخص برای تعیین اوقات شبانه روز از روی سایه آفتاب یا به اصطلاح فنی ساعت آفتاب یا صفحه آفتابی و یا ساعت ظلی در غرب مسجد امام اصفهان
4-تقسیم عادلانه آب زاینده رود به محلات اصفهان
5-طرح یکی از بزرگترین کاریزهای ایران :قنات زرین کمر در نجف آباد
6-ساختن گلخن گرمابه ای در اصفهان «حمام شیخ بهایی » که به روایتی سالها با یک شمع آب حمام گرم می شد .
7-طراحی منارجنبان
8-تعیین سمت قبله مسجد امام به مقیاس 40 درجه انحراف غربی از نقطه جنوب و خاتمه دادن به اختلاف نظرها در مورد قبله .
تاکی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوهگه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آیین تو جوید
تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهائی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه...........شیخ بهایی
********************
شیخ بهایی
بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعه آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ میشود. از آثار او میتوان به کشکول، دیوان غز...لیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةالحساب، تشریح الافلاک و دو مثنوی معروف ” نان و حلوا” و “شیر و شکر” اشاره کرد. وی در سال ۱۰۳۰ هجری قمری در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازه او را به مشهد انتقال دادند و در مسجد گوهرشاد دفن کردند.
یونسکو سال 2009 را به پاس خدمات ارزشمند او به نام «سال نجوم و شیخ بهایی «نام نهاده .
شیخ بهایی از 53 سالگی تا آخر عمر شیخ الاسلام در بار مقتدرترین شاه صفوی «شاه عباس اول » بود .
از آثار معماری او می توان به موارد زیر اشاره کرد :
1-معماری مسجد امام اصفهان
2- مهندسی حصار نجف
3-شاخص برای تعیین اوقات شبانه روز از روی سایه آفتاب یا به اصطلاح فنی ساعت آفتاب یا صفحه آفتابی و یا ساعت ظلی در غرب مسجد امام اصفهان
4-تقسیم عادلانه آب زاینده رود به محلات اصفهان
5-طرح یکی از بزرگترین کاریزهای ایران :قنات زرین کمر در نجف آباد
6-ساختن گلخن گرمابه ای در اصفهان «حمام شیخ بهایی » که به روایتی سالها با یک شمع آب حمام گرم می شد .
7-طراحی منارجنبان
8-تعیین سمت قبله مسجد امام به مقیاس 40 درجه انحراف غربی از نقطه جنوب و خاتمه دادن به اختلاف نظرها در مورد قبله .
تاکی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوهگه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آیین تو جوید
تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهائی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه...........شیخ بهایی