هرکس که باشد، محمد مصطفی هم، بدون دستگیری حق مصون نخواهد بود. یوسف صدیق، که در فرهنگ قرآنی نمونه پاکی است، گفت: وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيمٌ. رمز پاکی پاکان همین که اولا طالب پاکی بودند، مودب بودند، اهل پرده دری نبودند. ثانیا بسوی مولی دست فقر و نیاز بردند که تو دستگیر که بی تو ناتوانیم. پس تو نیز اگر طالب پاکی باشی و خود را در این پاکی نیازمند او ببینی، خود را بدون نگاه او سراپا آلوده ببینی ازین نگاه نگاه دارنده مولی برخوردار خواهی شد. چه کسی آلوده تر از آنکه فریاد «من پاکم» او بر آسمانست. آدم اگر پاک است نشانه اش همین که گفت: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ و این است تعلیم مولی به محمد مصطفی و همه مومنان در قرآن: وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى‏ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ آغاز آلودگی انسان همینجاست که خویش را از خویش پاک می داند و چنین کس حتی اگر بر فرض محال هیچ گناهی شرعا مرتکب نشود از هر گناه کاری سیه روتر و آلوده تر است. این همه نجواهای اهل بیت، کمیل و ابوحمزه و صحیفه و ...، نشانه های پاکی اهل بیت است. گروهی هواپرست گمان بردند اینها محض تعلیم است و شان اهل بیت بالاتر از آنست که فقر خویش را نزد حق برند. زهی خیال باطل و چه قیاس بدی که اولیاء خدا را با خود قیاس کرده و گمان برده اولیاء خدا همچون خودش ابا دارند از اظهار فقر و نیاز بسوی حضرت بی نیاز.