اگر امثال من در این مجلس نبودند، قطعا تندرویها خیلی بیشتر بود. همین موضعگیریها باعث شد که اینها در خیلی از جاها کوتاه بیایند و عقبنشینی کنند یا نتوانند مثلا در مجلس میداندار باشند. ما معتقد به کار جمعی حسابشده هستیم. البته توفیق در این راه تا حد زیادی بستگی دارد به اینکه ترکیب مجلس نهم چطور باشد. بههرحال من به این موضوع اعتقاد دارم و عملا هم دنبال این کار هستم. حتی تشکیلاتی مانند حزب هم میتواند در دستور کار باشد.
* قدرت دولت برای انجام کارهای پرسروصدایی که چه بسا کلی متخصص هم با آن مخالف هستند، از پایگاه اجتماعی خود آقای احمدینژاد در تیپ فقیر و روستایی ناشی می شود. ایشان اساساً سیاست¬شان همین است، خودش هم میگوید که ما توده مردم را داشته باشیم، کاری به بقیه نداریم، کاری به نخبگان نداریم، مگر تعداد نخبه ها چقدر است؟ روش دولت هم بیشتر توزیع پول است. اما این، روش بسیار غلطی است، چون مردم را عادت میدهیم که بیایند پول بگیرند و بروند. برای دولتهای آینده هم مشکل ایجاد میکند. اصلا عادلانه نیست. عامل دیگر جسارت و تهوری است که شخص رئیس¬جمهور دارد.
* حضور اصلاح طلبان در انتخابات به نفع نظام است. اشکال ندارد، آنها حرف خودشان را بزنند. تنور انتخابات هم گرم بشود. آنها که مخالف نظام نیستند. واقعیت این است که اصلاحطلبها هم که نمیخواهند نظام سرنگون بشود. با توجه به شرایط دنیا و شرایط کشور آیا الان ما نباید از نظام دفاع کنیم؟ آیا نباید ما مشارکت را به هر قیمتی شده بالا ببریم؟ باید مسائل را از هم تفکیک کرد. اگر گروهی مطالباتی از حوادث انتخابات گذشته دارند، نباید انتخابات را به آن مطالبات مشروط کنند. میتوانند کرسیهای بیشتری از مجلس را بگیرند و از این طریق هم مطالبات¬شان را دنبال کنند. ما برای تقویت و دفاع از نظام در برابر دشمن، وظیفه داریم که کمک کنیم مشارکت بالا برود. به نظر من شرکت نکردن اصلاحطلبان در انتخابات اشتباه بزرگی است چراکه اگر اینها شرکت نکنند و مشارکت هم در حد قابل قبولی باشد، این امر موجب انزوای آنها میشود.
*به نظر من سیاست کلی جریانهای دولت این است که فضا یکدست بشود. ولی من معتقدم که باید مصلحان جامعه با این سیاست مقابله کنند و اجازه ندهند که این کار انجام بشود. همین که اعلام شده درصورتیکه اصلاحطلبها توبه کنند و به اشتباهشان اعتراف کنند، آزادند در انتخابات شرکت کنند، سیاست غلطی است، چرا که برخی از آنها اعتقاداتی دارند که نمیتوان به آنها گفت از اعتقادتان درباره برخی وقایع دست بردارید. تفسیرشان از فلان واقعه، به شکل خاص است، نمی توان گفت آقا تو واقعیت را طور دیگری ببین، همانطورکه من میبینم.
* بخش کوچکی از اصلاح طلبان ساختارشکن بودند یعنی به دنبال تغییر چارچوب نظام بودند. اینها اغلب در خارج کشورند. یک عدهشان که اصلا امکان ورود برایشان نیست چون در زنداناند. من معتقدم که مابقی اینها باید کاندیدا بشوند. فرض کنید که رد صلاحیت بشوند. اما آنها به وظیفه خودشان عمل کردهاند. آنها فردا در مقابل تاریخ و در مقابل مردم، پاسخگو هستند و در واقع با مردم و تاریخ اتمام حجت کردهاند.