در سال 1987، دانشمند کره ای پروفسور پارک جای وو استاد فلسفه و دکترای طب چینی به حقیقت جدیدی دست یافت؛ او متوجه شباهت عجیب دست با بدن انسان شد، شباهتی که تا آن زمان بر بشر پوشیده مانده بود.

او دریافت که دست از جهات مختلفی به بدن انسان شباهت دارد و با توجه به این که از هزاران سال قبل در مکاتب درمانی مختلف از آن به عنوان ابزار درمانی استفاده می شد این شباهت می توانست معانی بسیار ارزشمندی داشته باشد.

وجوه شباهت

ـ1ـ به لحاظ تعداد اجزای متصل به تنه

بدن تشکیل شده است از یک تنه و پنج قسمت متصل به آن، دست ها، پاها و سر و گردن. دست هم شامل یک تنه و پنج قسمت (انگشت) متصل به آن است.

شباهت به لحاظ تعداد اجزای متصل به تنه

ـ2ـ به لحاظ محل قرار گیری اجزای متصل به تنه

در بدن سر در بالاترین قسمت بدن قرار دارد و در دست هم شست بالاترین جزء متصل به تنه است. در بدن پاها در پایین ترین قسمت بدن قرار دارند در دست هم انگشتان در پایین ترین قسمت دست قرار دارند.

شباهت به لحاظ محل قرارگیری اجزای متصل به تنه

ـ3ـ به لحاظ جهت اجزای متصل به تنه

در بدن دست ها و پاها رو به پایین اند و سر و گردن رو به بالا، در دست هم چهار انگشت رو به پایین اند و انگشت شست تنها انگشتی است که رو به بالا بر می گردد.

شباهت به لحاظ جهت اجزای متصل به تنه

ـ4ـ به لحاظ طول اجزای متصل به تنه

در بدن پاها بزرگتر از دست ها هستند و سر و گردن کوتاه تر از آنها، در دست هم انگشتان وسطی بلند تر و انگشتان کناری کوتاه تر هستند و انگشت شست از همه کوتاه تر است.

شباهت به لحاظ طول اجزای متصل به تنه

ـ5ـ به لحاظ تعداد بندها

در بدن دست ها و پاها شامل سه قسمت اصلی هستند؛ کف دست و پا، ساعد و ساق، بازو و ران در دست هم انگشتان منتاظر دست و پا سه بند دارند. همچنین سر و گردن دارای دو قسمت هستند، در دست هم انگشت شست دو بند دارد.

شباهت به لحاظ تعداد بندها

ــ6ـ به لحاظ اهمیت اجزای متصل

در بدن سرو گردن مهم ترین قسمت های متصل به تنه هستند. در دست هم شست مهم ترین انگشت است؛ می تواند خود را به همه انگشتان دیگر برساند و تنها انگشتی است که همه انگشتان دیگر را در انجام کارهاشان کمک می کند.

ـ7ـ به لحاظ شباهت ساختاری شست و سر

انگشت شست از انگشتان دیگر پهن تر است مثل سر که از اهمیت بالاتری برخوردار است پس شست با سر منتاظر است.

شباهت به لحاظ شباهت ساختاری سر و شست

ـ8ـ به لحاظ جهت جمع شدن

دست در جهت جلو و از ناحیه کف دست جمع می شود. بدن هم از سمت جلو و ناحیه شکم جمع می شود، چنانکه در دوران جنینی بوده است.

این شباهت وافر پروفسور پارک جای وو را بر آن داشت که تحقیقات علمی جامعی را در این باره آغاز کند. او با کنار هم قراردادن سوابق تاریخی و تئوری های علمی نشان داد که این مسئله می تواند در تشخیص و درمان بیماری ها نقش مهمی داشته باشد. مکاتبی مانند بازتاب شناسی که از هزاران سال پیش مورد استفاده بود نشان می داد میان دست و بدن ارتباطات عمیقی وجود دارد اما تحقیقات پروفسور پارک در تمام اما تحقیقات پروفسور پارک در تمام 20 سال گذشته هر روز دروازه های جدیدی را بر این دانش کهن گشود و آن را به یک مکتب علمی گسترده و جامع در درمان بیماری ها تبدیل کرد.

اما آیا این شباهت اتفاقی بوده است؟

  • عضو مورد توجه؛

این شباهت در دست ها ایجاد شده است. تنها عضو از بدن که همیشه در مقابل چشمان ماست و بیش از هر عضو دیگری به آن توجه داریم و آن را می شناسیم.

  • عضو موثر و پر کار؛

این شباهت در دست هاست که تقریبا همه کارها را با آنها انجام می دهیم از این رو در فعالیت های روزانه عضو کلیدی بدن به شمار می رود.

  • خطوط تمایز؛

در دست ها هر جزء از جزء دیگر با خطوط مشخصی به طور دقیق متمایز شده است. در صورتی که در بدن این خطوط وجود ندارد.

  • تعداد اجزای متصل؛

اگر هدف از خلقت دست تنها برداشتن اشیا بود تنها دو انگشت کافی بود در حالی که دست پنج انگشت دارد درست برابر با تعداد اعضای متصل به تنه در بدن.

پروفسور پارک در آخرین سمینار زندگی اش در سال 2010 می گوید: "آیا این همه اتفاقی بوده است یا اینکه قصد و هدف مشخصی در ورای آن مد نظر بوده است؟ آیا این همه دلیل کافی نیست که بپذیریم خالق مخلوق را دوست داشته است که چنین ابزاری را در اختیار او و در برابر چشمان او قرارداده است؟ و همین است که سوجوک را علاوه بر یک روش درمانی به ابزاری برای هدایت انسان به سطح جدیدی از آگاهی بدل می کند. همین که درک کنیم که خالق از این همه قصد و هدف مشخصی داشته و به مخلوق خود عشق می ورزد، میان آگاهی ما و آگاهی او ارتباط برقرار می کند و این خود سطح جدیدی از آگاهی برای ماست. هدف از فراگیری سوجوک تنها درمان نیست، سوجوک به ما کمک می کندکه به این سطح جدید از آگاهی برسیم و گامی در جهت تعالی خود برداریم.

در دست ها هر جزء از بدن از جزء دیگر به طور دقیق متمایز است، در صورتی که در بدن این خطوط وجود ندارد. در بدن بزرگ مشخص نیست سر کجا تمام می شود و گردن کجا آغازمی شود یا سینه کجا تمام می شود و شکم کجا شروع می شود و این ها مرزهایی است که در دست کاملا مشخص است. این نشان می دهد که خالق علاقه ای به دستکاری سر، گردن و تنه توسط انسان نداشته است. اما در دست و پا خطوط مشخصی وجود دارد که نشان می دهد این قصد او بوده که از این سیستم ها برای درمان استفاده شود. تنه و سر و گردن مکان های امنی هستند و نباید آنها را دستکاری کرد چرا که حتی اگر دست ها و پاهامان را از دست بدهیم فقط با سر و گردن و تنه می توانیم زنده بمانیم. اما اگر یکی از این قسمت های امن را از دست بدهیم زندگی ناممکن می شود. این یعنی که او به ما اخطار می کند که این قسمت ها را دستکاری نکنیم که ممکن است باعث صدمات جدی شود." [1]

[1] پروفسور پارک جاء وو، سمینار سوجوک سال 2010، مسکو