زندگی با تفکر مثبت
برای آنکه بتوانید در اوج توانایی و در بهترین شرایط جسمی و روانی باشید، باید در میدان بازی کار و زندگی، هم بازیکن باشید، هم مربی و هم تشویق کننده و این کار را به یک عادت تبدیل کنید.

اینکه در هر لحظه چطور با خودتان صحبت می کنید، ۹۵ درصد از احساسات مثبت یا منفی شما را شکل می دهد. روحیه و احساسات شما ناشیاز اتفاقاتی نیست که در اطرافتان رخ می دهد، بلکه نحوه تعبیر و تفسیر شما ازاین رویدادهاست که به احساسات تان شکل می دهند. نحوه برداشت و تعبیر شما از وقایع  است که تا حد زیادی تعیین می کند که آیا این اتفاق ها در شما انگیزه و انرژی ایجاد کنند و یا باعث تحلیل و تضعیف انرژی و انگیزه هایتان شوند.

برای آنکه مدام انگیزه داشته باشید، باید اراده کنید که یک خوش بین تمام عیار بشوید. باید تصمیم بگیرید که به تمام حرف ها، عمل ها و عکس العمل های افراد و شرایط پیرامون پاسخ های مثبت بدهید.

نباید اجازه بدهید مشکلات غیر قابل اجتناب و موانع زندگی روزمره احساسات و روحیه شما را تحت تاثیر قرار دهند و تضعیف کنند.

 

دنیا پر از آدم هایی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آنها انگیزه بدهد تا به انسانی تبدیل شوند که آرزویش را دارند. مشکل این است که هیچ کس قرار نیست که به نجات آنها بیاید.

این آدم ها منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده اند اما در خیابانی که هیچ خط اتوبوسی از آن نمی گذرد. بنابراین اگر این افراد مسئولیت زندگی شان را به عهده نگیرند و خودشان را تحت فشار قرار ندهند، ممکن است برای همیشه منتظر بمانند و این کاری است که اکثر مردم می کنند.

فقط حدود 2 درصد از مردم می توانند به طور تمام و کمال بدون نظارت کار کنند. به این جور افراد «رهبر» می گوییم و شما هم قصد دارید یک رهبر باشید و اگر اراده کنید، می توانید.

برای اینکه تمام توانایی های بالقوه تان را به فعل در آورید. باید در خود این عادت را ایجاد کنید که خودتان را تحت فشار بگذارید و منتظر نمانید تا کس دیگری بیاید و این کار را برای شما بکند.

 

80 درصد از محدودیت ها یا عواملی که شما را از رسیدن به هدف هایتان باز می دارد عوامل درونی هستند. این عوامل محدود کننده در درون شما هستند،در ویژگی های شخصیتی، توانایی ها، عادت ها، انضباط فردی یا توانایی های شما، عوامل محدود کننده بیرونی تنها 20 درصد هستند.

فقط 20 درصد از عوامل محدود کننده بیرونی هستند و مربوط به محیطی می شوند که شما در آن هستید یا کار می کنید.

اصلی ترین عامل محدود کننده شما ممکن است آنقدر کوچک باشد که به راحتی قابل تشخیص نباشد. گاهی لازم است تمام فعالیت ها و مراحل انجام کار را لیست کنید تا بتوانید دقیقا عامل محدود کننده پیشرفت تان را مشخص کنید.

 

بین موقعیتی که هم اکنون در آن هستید و موقعیتی که دوست دارید به آن برسید یک مانع مهم وجود دارد. پیش از اینکه بتوانید به آن هدف برسید، باید ابتدا این مانع را از پیش رویتان بردارید.

چه چیزی مانع پیشرفتتان می شود؟ چه چیزی سرعت دست یابی به اهدافتان را محدود می کند؟ چه چیزی تعیین می کند با چه سرعتی از جایی که هستید به جایی برسید که دلتان می خواهد؟ چه چیزی مانع می شود کارهایی را انجام دهید که انجام شان می تواند واقعا تحول ایجاد کند؟ چرا تا به حال به هدفتان نرسیده اید؟

اینها از مهم ترین پرسش هایی هستند که می توانید برای رسیدن به عالی ترین سطوح تاثیر و بهره وری فردی از خودتان بپرسید و به آنها پاسخ دهید. هر کاری که بخواهید بکنید، همیشه عامل محدود کننده ای وجود دارد که سرعت شما را در انجام آن کار تعیین می کند. وظیفه شما بررسی کار مورد نظر و بازشناسی محدودیت و یا عامل محدود کننده ای است که در آن وجود دارد. پس از آن باید همه نیرویتان را صرف کاهش عامل بازدارنده یا محدود کننده کنید.

 

باورهایی که درباره توانمندیهای خود دارید از هر عامل دیگری بیشتر بر احساسات و رفتار شما تاثیر می گذارند. دقت کنید که باورهای شما با آنچه می خواهید به آن دسترسی پیدا کنید، مثبت و سازگار باشد.

 

از قبل تصمیم بگیرید و مصمم شوید که هرگز و هرگز تسلیم نشوید!
 

                     عمل گرا باشید تا به موفقیت برسید

                   هیچ چیزی نمی تواند شما را متوقف کند.

             

 

به یاد داشته باشید وقتی کاری را بارها و بارها انجام دهید، آن کار نهایتا به یک عادت تبدیل می شود و ترک آن سخت است. اگر هر روز را با انجام کارهای کم ارزش شروع کنید، خیلی زود این عادت در شما شکل  می گیرد که هر روز را با کارهای کم ارزش شروع کنید. بنا براین می بینید که مناسب نیست بخواهید که چنین عادتی را در خود بپرورانید یا آن را حفظ کنید. تصمیم با شماست.

 

سخت ترین مرحله از انجام هر کار مهمی اولین مرحله، یعنی شروع کردن آن است. وقتی انجام یک کار مهم را واقعا آغاز کنید، به طور طبیعی انگیزه پیدا می کنید تا آن را ادامه دهید. قسمتی از ذهن شما همیشه عاشق این است که سرگرم کارهای مهمی باشد که واقعا می توانند در زندگی تان تحول ایجاد کنند. وظیفه شما این است که این قسمت از ذهن خود ا دائما تغذیه کنید.

روشن نبودن هدف، سر در گمی و پریشانی در این مورد که چه کاری را، به چه دلیل و به چه صورتی باید انجام داد یی از دلایل اصلی تنبلی و نداشتن انگیزه است. برای نجات پیدا کردن از این شرایط معمول باید تمام نیرو هایتان را به کار بگیرید و برای هر کاری که انجاممی دهید هدف روشن و مشخصی را تعیین کنید.

              یک روش عالی برای موفقیت در کار این است که افکارتان را روی کاغذ بیاورید

فقط سه در صد از مردم هدف های مشخص دارند و آنها را روی کاغذ می آورند. میزان کارایی این افراد پنج تا ده برابر بیشتر از افرادی است که از نظر میزان تحصیلات و توانایی برابر و یا حتی بهتر از آنها هستند اما به هر دلیلی هرگز وقت شان را صرف روی کاغذ آوردن هدف هایشان نکرده اند.

 

بدانید که به راستی چه می خواهید. این گونه مجبور نمی شوید پروانه ها را دنبال کنید. این گونه به اکتشاف طلا می روید.

ویلیام مولتون مارسدن

یک انسان معمولی اگر بتواند این عادت را در خود ایجاد کند که کارهای خود را به طور واضح اولویت بندی کند و کارهای مهم را فورا انجام دهد، می تواند از یک نابغه که زیاد حرف می زند و نقشه های عالی می کشد اما کمتر کاری را به پایان می رساند پیشی بگیرد.

 

در کار هدف گذاری و در موضوع موفقیت بطور کلی، کلمه «وضوح» و «روشنی» بسیار مهم است. رابطه ی مستقیمی میان میزان روشنی و شفافی از آنچه می خواهید و آن چه درز عمل در زندگی به آن دست پیدا می کنید وجود دارد.

مردان و زنان موفق زمان لازم را برای رسیدن به شفافی درباره خود و آنچه به واقع می خواهند صرف می کنند، درست هانطور که قبل از شروع به ساختمان سازی باید پیش طرحی از آنچه می خواهید بسازید داشته باشید. و این در حالی است که اغلب اشخاص چنان به استقبال زندگی می روند که سگها به دنبال هر اتومبیل در حال حرکت می دوند و نمی دانند که می خواهند به کجا برسند.

هنری دیوید تورئو زمانی نوشت: «آیا قصرهای خود را در هوا ساخته اید؟ بسیار خوب، این همان جایی است که آنها باید ساخته شوند. حالا دست به کار شوید و پایه ها را در زیر آنها قرار دهید.»

1.  همین حالا سه هدف عمده و اصلی خود را در زندگی مکتوب کنید.

2.  در حال حاضر دشوارترین مسائل و نگرانی های شما کدامند؟ پس از جواب به این سوال از خود بپرسید چگونه این ها را حل کنم؟ راه حل ایده ال کدام است؟ سریع ترین راه، حل و فصل این مسائل کدامند؟ ودست به کار شوید برای غلبه بر موانع و استمرار و مداومت بورزید.

3.  دوست دارید چه کار کنید؟ چیست که به شما بیشترین احساس ارزشمندی، اهمیت و رضایت خاطر را می دهد؟

4.  اگر محدودیتی نداشتید، با زندگی خود چه می کردید؟

 

یک آدم معمولی اگر برنامه ای برای عمل و اقدام داشته باشد، از یک نابغه بدون برنامه جلو می زند. توانایی در برنامه ریزی کردن و سازماندهی از قبل از شما امکان می دهد که به پیچیده ترین هدف های خود دست پیدا کنید.
 

تمرین ارزش معجزه آسایی دارد. هر آنچه را که تمرین و ممارست کنی به صورت عادت جدید و عملکردت در خواهد آمد.

رشد و تکامل از ترک عادات قدیمی و چسبیدن به عادات جدید حاصل می شود.

 

هر کاری که انجام می دهید انتخابتان براساس ارزش های مسلط شما در آن لحظه است. حتی عمل نکردن خود یک گزینه است.

هرجا که هستید و هر چه که هستید به خاطر انتخاب ها و تصمیم هایی است که تا این لحظه در زندگی داشته اید.

 

منش والای انسان است که او را به جلو رفتن ورشد وا می دارد و این پروردگار است که از راه ارزوها و نیازها با ما حرف می زند.

با اشتیاق و پشتکار، و تحصیلتان را ادامه بدهید و هیچ وقت نا امید نشوید. کاری را که به ان مشغولید با اعتماد کامل به پروردگار انجام دهید تا بر مشکلات پیروز شوید و سختی ها را بگذرانید و جلو بروید تا پیروزی را در همه زمینه های روحی و معنوی ببینید.

هر انچه را که بارها و بارها تمرین کنی برایت عادتی جدید خواهد شد.

می توانی استعدادها، توانایی ها و کیفیت های شادکامی و موفقیت را آن قدر تکرار و تمرین کنی تا به صورت بخشی از شخصیت تو در ایند.


ضمیر آگاه شما هر بار می تواند فقط یک تفکر، چه مثبت چه منفی، داشته باشد. ی توانید تصمیم بگیرید افکار مثبت را جایگزین افکار منفی بکنید.

فکر شما مانند باغ  است. هم علف های هرز می رویند و  هم گل ها رشد می کنند.

 

کیفیت زندگیت بستگی دارد به اینکه در آن لحظه چه احساسی دارید.این که چه احساسی داری بستگی دارد به اینکه آن چه را که در اطرافت اتفاق می افتد چگونه تفسیر می کنی، نه با خود حوادث.

برای داشتن یک زندگی شادمان دیر نشده است. هر زمان که بخواهی می توانی برگردی و روش تعبیر و تفسیر این تجربه ها برای خودت تغییر دهی.

 

هر آنچه می توانی تصور کنی و باور داشته باشی، می توانی به دست آوری.

هر پیشرفتی در زندگیت با یک نوع ایده آغاز می شود و چون توانائیت در ایجاد ایده های جدید نامحدود است، آینده ات نیز نامحدود است.

 

تمام آرزوها، رویاها، اهداف و هوس های تو زمانی برآورده خواهند شد که سخت کار کنید.

هرچه سخت تر کار کنید، خوشبختی بیشتری نصیبت خواهد شد.

این قانون استثناء ندارد.