میسپارد نام بیرنگ تو را، بر کاغذ. دست من حس تو را مینوشد آنچنان محو فروریختنی، ...که تن واژه به من می خندد. که سپید کاغذ، پر از خط خطی حس من است. اندکی تاب بیار، تا تو را رسم کنم. تا تو را نه بودن پیش تو را وصف کنم. وحشی کوچک من تاب بیار، تا من عاشق بشوم...
+ نوشته شده در Mon 7 Mar 2011 ساعت 7:11 AM توسط محمدصادق
|
مامعتقدیم هرانسانی نیازمندداشتن فلسفه شخصی وهدفداربودن دربعداجتماعیست وهریک ازمابرای تنظیم این پایه فکری باید به همدیگرکمک کنیم...براین اساس مطالب موردمشاهده تهیه وعرضه میگردد.امیدآنکه مقبول حضرت حق قرارگیردوقابل بهره برداری برای همه عزیزان باشد.مابرای اثرگذاری متقابل میتوانم این فلسفه رادربین اصول موجودخودبپذیریم: روحمان را پاک بداریم جسم را پاک وپاکیزه نگهداریم قلب را پاک وخالص نماییم فکر را پاک وبی خدشه وناب کنیم عمل را پاک وبی ریاسازیم وخودرا ازقیدعادات واز بندقالبهای مخالف رشد آزادکنیم و برای تکامل روزافزون خود بکوشیم