چنین گفت کوروش

از پارس برآمدم.از پارسوماش.این گفته من است.کورش پسر ماندانا و کمبوجیه.
من کورش هخامنش
فرمان دادم که بر مردمان ملال نرود.زیرا ملال مردمان ملال من است و شادمانی مردمان شادمانی من.
بگذارید هرکس به آیین خویش باشد. زنان را گرامی بدارید.فرودستان را دریابید.و هرکس به تکلم قبیله
خویش سخن گویدًُ
گسستن زنجیر ها آرزوی من است.ما شب و شقاوت را خواهیم زدود ،زندگی را ستایش خواهیم کرد.
تا هست سرزمین من آسمانی باد.که در او رود ها ی بسیاری جاری است.
ما دامنه ها و دشت هایی داریم دریا وار.سحرآمیز ،سرسبز و برکت خیز.و شما راگفتم این بهشت بی گزند
را گرامی بدارید.سرزمین من توان شکفتنش بسیار است.
سرزمین من ، مادر من است.تا هست خنده شادی خیز کودکان خوش باد ،
تا هست شهریاری بانوان و آواز خنیاگران خوش باد.تا هست رودها بسیار تر و بسیارتر باد.
از اندوه و عزا به دور باد سرزمین من.تا هست هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید.
تا هست اندوه آدمیان مرده با د .به یادتان می آورم بهترین ارمغان آدمی آزادی ست.
باشد که تا هست از خان و مان ملتم عطر و ترانه برخیزد.
مردمان ما شایسته آرامش وآزادی اند،مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند.
،مردمان ما شایسته عدالت و علاقه اند ،
دودمانتان در آرامش ، زندگی هاتان دراز ، و آینده تان روشن تر از امروز باد، این آرزوی من است
منبع: برگزیده ای از سخنان کورش بزرگ در
منشورهای پارسوماش ،شوشیانا و پرشیا