داستان عظمت عشق
از کجا آغاز کنم
داستان عظمت عشق را
داستان لطيف عشق، حکایتی که به وسعت همه بودن است
داستانی که حقیقتی ساده است از عشقی که او به من ارزانی میکند
از کجا شروع کنم....
با اولین سلامش
چنان معنایی به زندگی پوچ من بخشید
که پس از او، دیگر هرگز عشقی برایم معنا ندارد
او به زندگیم پای گذاشت و زیستنم را سامان بخشید
او قلبم را سرشار میکند
او قلبم را از همه یکیها و یگانگیها
از آواز فرشتگان و تصاویری بکر سرشار میکند
او روحم را آنقدر از عشق لبریز میکند
که هر جا بروم هرگز تنها نیستم
با بودن او تنهایی معنایی ندارد
و سر انجام روزی به دستهای او خواهم رسید
دستهایی که همیشه در کنارم هستند
عمر این عشق تا به کی خواهد بود؟
آیا به راستی میتوان امتداد عاشقی را اندازه گرفت؟
گرچه اکنون نمیتوانم پاسخی برای این سوال بیابم
همینقدر میتوانم بگو یم که
میدانم احتیاجم به بودنش، تا سقوط همه ستارگان، پا برجا خواهد بود
و میدانم که او همیشه در کنارم میماند