گاه صدای نفس پنجره را می شنوم
|
|
||
|
گاه صدای نفس پنجره را می شنوم... و صدای تپش جاده را... و ـ تو ـ را می بینم... که می آیی از دور... از لب پنجره ی خاطره ام... ـ بوسه ـ ای می چینی... !
|
|
|
||
|
گاه صدای نفس پنجره را می شنوم... و صدای تپش جاده را... و ـ تو ـ را می بینم... که می آیی از دور... از لب پنجره ی خاطره ام... ـ بوسه ـ ای می چینی... !
|

