بن بست نقدینگی و صدای آژیر
۱۳ مهر ۸۸
سیاست های بانک مرکزی برای تجهیز منابع بانک ها با هدف ایجاد نقدینگی جدید به بن بست خورده است و بیم آن می رود که به دلیل ناتوانی در مدیریت نقدینگی محدود کنونی رکود فراگیر، بخش واقعی اقتصادی را با بحران شدید مواجه کند. صدای آژیر رکود اقتصادی و پس لرزه های آن در کاهش تزریق نقدینگی به بخش های تولید و اشتغال مدت هاست به صدا درآمد و ناگفته هویداست که بانک مرکزی و به تبع آن نظام بانکی کشور به روزمرگی افتاده است.اکنون رئیس کل بانک مرکزی ایران با نقدی بر سیاست های انقباضی دو سال اخیر اذعان و اعتراف می کند که درست است که سیاست انقباضی، تورم را کم می کند اما دیدید که اجرای این سیاست طی دو سال گذشته برای تولید مشکل ایجاد کرد. اما مهم تر این که محمود بهمنی تاکید می کند: رابطه نقدینگی و تورم باید در جایی یکدیگر را قطع کنند.باور دارم رئیس کل بانک مرکزی که امید خود را برای به تصویب رساندن لایحه افزایش سرمایه بانک های دولتی در مجلس کم کم از دست داده و البته راهی برای برون رفت از بحران بدهی های سنگین دولت و بخش دولتی به بانک ها و نیز مطالبات ۴۰ میلیارد دلاری معوق بانک ها نیافته است، درصدد است هشدار دهد که چاره ای باید اندیشید. اما چه چاره ای؟پرده ها را باید به کناری زد تا عریان شود آن چه در پس پرده گرفتاری بانک ها رخ داده است و این مسئله دو رو دارد. یک روی سکه، محدودیت منابع بانکی و افزایش تقاضا برای دریافت تسهیلات است که کفه عرضه و تقاضا را سنگین و نامتعادل کرده روی دیگر سکه نیز ناظر بر کارآمد نبودن ابزارهای بانک مرکزی و نظام بانکی برای مدیریت نقدینگی محدود کنونی است و البته آشکار است که خط کشی های دستوری و آمرانه کمکی به نظام بانکی نکرده و نخواهد کرد.سیاست های اعطای خطوط اعتباری به بانک ها، فروش مازاد دارایی بانک ها، استمهال بدهی بدهکاران بانکی و... تاکنون تسکین دهنده بوده و بیم آن وجود دارد که رشد اقتصادی کشور، شتاب کمتر یابد اما قطع رابطه نقدینگی و تورم در شرایط رکود با شرایط تورم متفاوت است. بدبینانه ترین شرایط آن است که اعتراف کنیم بانک مرکزی ناتوان و زمین گیر شده و بهترین وضعیت آن باشد که عزمی واحد و اراده ای جدی برای باز کردن قفل ها ایجاد شود چرا که رئیس کل بانک مرکزی اگر بخواهد قفل خزانه را بشکند، توفیری حاصل نخواهد شد چرا که خزانه خالی است و بی تدبیری آمرانه به انتشار و تزریق نقدینگی بدون پشتوانه خواهد انجامید. امروز دغدغه این است که باید مانع از قفل شدن چرخ های اقتصاد شد و در غیر این صورت گریزی نیست که غول تورم این بار نه به سبب ازدیاد نقدینگی که به دلیل عرضه محدود کالا و خدمات و افزایش تقاضا بازخواهد گشت، به تجربه جهانی در این دوران رکود سنگین اقتصادی که نیک بنگریم، درخواهیم یافت که نسخه های شفابخش کشورها همه از جنس تزریق نقدینگی است. اما نقدینگی به کدام بخش اقتصاد باید تزریق شود؟ نگاه خطی و البته خطا این است که فقط به بخش واقعی اقتصاد یعنی تولید و اشتغال تزریق شود اما وقتی فضای حاکم بر بازار نقل و انتقال کالا در داخل کشور و بازارهای هدف، راکد است محصول تولیدی در بازار رسوب خواهد کرد. بهتر آن باشد که مدیریت نقدینگی بر اساس نیازهای واقعی و در راستای تقویت زنجیره ای از فعالیت های اقتصادی باشد.در جهان امروز داشتن پول اهمیت کمتر دارد و گردش صحیح پول مهم و ضروری است و چه سخت است که همه گویند پول نیست و بازار کساد است.