زوج‌هایی که بعد از جنگ و جدل خاموش می‌شوند

پشت پرده طلاق‌های خاموش در ایران

هفته گرامی‌داشت ازدواج همچون رسم هر ساله، با شیرینی و شوخی‌های مرسوم و چند همایش کوچک و بزرگ و تقدیر و تجلیل به شادی سپری شد. خبرهایی که می‌رسید و سخنرانی‌هایی که در گوشه و کنار ایراد می‌شد، همه و همه از رونق بازار ازدواج حکایت می‌کرد. این‌چنین دل جوانان دم‌بخت و در آستانه این امر خیر، شاد می‌‌شد و لبخندی از رضایت بر لب‌ها نقش می‌‌بست. 

یک هفته بعد اما، ناگهان آسمان تپید و بازی چرخید. البته همایش‌ها همان همایش‌ بود و سخنرانی‌ها، همان؛ با این تفاوت که عنوان‌ها کمی فرق کردند و متن سخنان و خبرها گاهی کاملاً دگرگون شدند.

به طور مثال: عصر روز شنبه مهرداد بذرپاش در مراسم تجلیل از خیّرین امر ازدواج که در نهاد ریاست جمهوری برگزار شد، اظهار داشت: «آماری که در رابطه با طلاق در ایران اعلام شده، بیهوده بزرگ‌نمایی شده است و این آمار قابل قیاس با میزان ازدواج در کشور نیست.»

و عصر روز دوشنبه، یعنی تنها دو روز بعد، عبدالرضا كردی، رئيس مركز مطالعات خانواده ايران، در همايش ويژه جوانان و زوج‌های جوان گفت: «طلاق عاطفی دو برابر طلاق جامعه است و 50 درصد زوج‌ها دچار طلاق عاطفی می‌شوند.»

چند روز پیش‌تر نیز، یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س) در نشست تخصصی «طلاق؛ بحران یا راه حل» با اشاره به این‌که هیچ زندگی زناشویی را نمی‌بینیم که مشکل و یا اختلاف نظری نداشته باشند، بیان کرد: «از میزان طلاق عاطفی آمارهایی دقیقی در دسترس نیست؛ چرا که آمار ثبت شده رسمی در این زمینه نداریم. ولی مطالعات نشان می‌دهد میزان طلاق عاطفی دو برابر میزان طلاق جامعه است. به طوری که نیمی از زوج‌های ایرانی دچار طلاق عاطفی هستند.»

طلاق عاطفی چیست؟
زوج‌هایی که در زندگی زناشویی خود به ناکامی می‌رسند، تنها آن‌هایی نیستند که به صورت قانونی از یکدیگر جدا می‌شوند و به ازدواج رسمی خود خاتمه می‌دهند. خانواده‌های بسیاری نیز با وجود نارضایتی از زندگی مشترک به دلایل متفاوتی همچون نگرانی از پیامدهای عاطفی، سرزنش‌های اجتماعی، مشکلات اقتصادی و ... و یا به خاطر فرزندان به زندگی خود ادامه می‌دهند. این زندگی در نهایت به نوعی طلاق خاموش می‌انجامد که اگرچه در آمار رسمی ثبت و اعلام نمی‌شود، اما به عنوان واقعیتی تلخ ریشه می‌دواند.

در طلاق عاطفی زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می‌دارند و روی از هم بر می‌تابند، چرا که اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به انتها رسیده است.

افزایش طلاق عاطفی
بر اساس نظریه محمد اکبری یکی از آسیب‌شناسان اجتماعی، طلاق عاطفی پدیده‌ای فراگیر در کشور است. در شرایطی که زن و مرد از نظر روانی علاقه‌ای به ادامه زندگی مشترک ندارند، پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور کنند و به وضعیت «بی تفاوتی» می‌رسند. بی‌تفاوتی آخرین مرحله روابط میان دو همسر است که دیگر «بود و نبود» هر کدام برای دیگری اهمیت ندارد و تنها مسائل جانبی دیگر از جمله مسائل مالی و امنیت اجتماعی زن، احساس نیاز به همسر را شکل می‌دهد. در چنین شرایطی میزان ناهنجاری‌های اجتماعی افزایش می‌یابد و موجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده می‌شود. 

دکتر سوسن باستانی دوبرابر بودن میزان طلاق عاطفی در برابر طلاق رسمی را پر اهمیت خواند. اما متأسفانه در ایران هیچ کاری در مورد طلاق‌های عاطفی انجام نشده؛ البته در کشورهای دیگر نیز کار ویژه‌ای در این زمینه صورت نگرفته است و بیشتر برنامه‌ها برای کاهش فشارهای عاطفی بعد از طلاق بوده است.

مقایسه آخرین آمار رسمی سازمان ثبت احوال بین 6 ماهه اول سال 88 با سال 89 نشان می‌دهد که ازدواج 3.2 درصد و طلاق 6.2 درصد رشد داشته است.

یکی از استادهای علوم اجتماعی دانشگاه تهران، آمار طلاق را چنین اعلام کرده است: «طلاق در ایران در سال ۸۵ به ۹۴ هزار، سال ۸۶، ۹۹ هزار، سال ۸۷، ۱۱۰ هزار و سال ۸۸، ۱۲۵ هزار و ۷۴۷ مورد رسیده است.»

و البته این آمار و اعداد هیچ‌کدام درصد و میزان طلاق عاطفی را به شمار نمی‌آورند. بر اساس نظر کارشناسان این نکته ریز همان معضل بزرگی است که سبب گمانه‌زنی‌ها و راه‌کارهایی می‌شود که در نهایت نتیجه امیدبخشی به دست نمی‌دهند.

عشق؛ راهی برای برون رفت
از آن‌جا که طلاق عاطفی در بیشتر موارد در پی پاسخ ندادن مرد به نظرات، انتظارات و نیازهای زن اتفاق می‌افتد، و همین‌طور بالعکس، نخستین گام برای برون رفت از این معضل تلاش برای بهبود رابطه است.

عضو هیأت علمی دانشگاه الزهر (س) براین عقیده است که: «نتایج پژوهش انجام شده بر روی زنان مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره تهران در مورد ابعاد مختلف طلاق عاطفی نشان می‌دهد که معیارهای زوجیت برای زنان فرق کرده و زنان تهرانی به دنبال عشق کامل هستند.

عشقی کاملی که زنان به دنبال آن هستند شامل صمیمیت، تعهد و شور و اشتیاق است، زنان تشنه گذران اوقات فراغت خود با همسران خود هستند. همچنین نتایج این مطالعات نشان داده است که دیگر زنان تهرانی تعریفی سنتی از مرد که تأمین نیازهای مادی است را ندارند و نان‌آوری را تنها وظیفه همسر خود نمی‌دانند.»

مولفه‌‌های مختلفی را می‌توان نام برد که دلیل عدم گرایش جوانان به ازدواج و بالا رفتن سن تجرد محسوب می‌شوند. بر اساس یک نظرسنجی انجام شده در بین جوانان بر خلاف تصوری که عوامل اقتصادی را عامل تأخیر ازدواج می‌دانند، اولین و مهمترین دلیل تأخیر ازدواج عوامل فرهنگی است.

نظرات بازديدکنندگان
من نظر ايشان را قبول دارم و خودم يكي از آنها هستم.من فوق ليسانس هستم و خانمم ديپلمه ، مشكل اصلي ما اينس كه حرف همديگر را نمي فهميم ، چيزهايي كه براي من مهم است براي ايشان بي اهميت مي باشد و چيزهايي كه براي ايشان مهم است از نظر من مسائا جزئي است .لذا هميشه با هم تر تضاد قرار داريم . عموما بدون نتيجه گيري خاموش مي شويم. الان ماههاست كه همخانه هستيم تا همسر و اين روش تا پايان عمرمان ادامه دارد.البته بايد عرض كنم طلاق در فاميل ما خوب نيست و خانواده ايشان نيز وضعيت مالي خوبي ندارند و در صورت طلاق حتما با مشكل مواجه مي شود . ما تا آخر عمر مي سازيم و هيچ خلافي هم انجام نمي دهيم